محمد مهدى ملايرى

8

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

هستند هريك نام تسويى جداگانه انگاشته شده‌اند ، با آنكه در آن فهرست هم اين استان داراى چهار تسو ذكر شده ، ولى در شمارش آنها پنج تسو آمده بدين شرح : تسوى فيروز شاپور - تسوى مسكن - تسوى قطربل - تسوى انبار - تسوى بادوريا « 1 » . انبار يا فيروز شاپور يكى از مراكز مهم تاريخى ايران بود كه از قرن چهارم ميلادى و دوران پادشاهى شاپور دوم ( ذو الاكتاف ) و تا چندين قرن در دوران اسلامى نام آن را در رويدادهاى تاريخى اين منطقه مىتوان ديد . ياقوت موقع جغرافيايى و سرگذشت تاريخى آن را چنين خلاصه كرده است : " انبار شهرى است بر كناره‌ى ، فرات در غرب بغداد و در فاصلهء ده فرسخى آن . ايرانىها اين‌جا را فيروز شاپور مىخواندند . طول جغرافيايى آن شصت و نه درجه و نيم و عرض جغرافيايى آن سى و دو درجه و دو سوم درجه است . نخستين كسى كه به آبادى آنجا پرداخت شاپور پسر هرمز ( ذو الاكتاف ) بود . و سپس ابو العباس سفاح نخستين خليفهء عباسى آن‌جا را پايتخت خود گردانيد و در آنجا كاخى بساخت كه به هاشميه معروف گرديد ، وى تا هنگام مرگ در آنجا اقامت گزيد . . . " « 2 » و پس از او هم منصور تا وقتى كه شهر مدينة السلام خود را در سرزمين بغداد ساخت و بدانجا منتقل گرديد در همين انبار مىزيست . اين شهر بعدها به تدريج روى به ويرانى نهاد و آخرين بارى كه از آن در جايى نامى و نشانى آمده در تاريخ غياثى تاليف غياث بغدادى است كه در حوادث سال 824 هجرى از انبار در آنجا ذكرى شده . خرابه‌هاى انبار را در جانب چپ نهر فرات و در جنوب قريه‌اى كه در زمان حاضر الصقلاوية مىخوانند نشانى داده‌اند . واژه‌اى انبار كه در فارسى معنى آن روشن و محل انباشتن هرچيز ، اعم‌از كالاى بازرگانى يا چيزها ديگر است و در عربى هم به همين معنى به كار رفته ، و شهر معروف فيروز شاپور را هم به همين سبب انبار مىگفته‌اند كه در زمان

--> ( 1 ) . قدامه ، نبذمن كتاب الخراج ، المسالك و الممالك ، ص 235 ( 2 ) . معجم البلدان ، ج 1 ، ص 367